مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
782
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 271 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 263 و 272 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 258 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 302 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 2 ، ص ( 209 - 206 ) . مقدمه فعليه مقدمه از سنخ انجام يك كار مقدمه فعليه ، مقابل مقدمه تركيه بوده و عبارت است از مقدمهاى كه از راه انجام كارى در خارج محقق مىگردد ، مثل : پيمودن راه حج به منظور رسيدن به ذى المقدمه ، يا مانند تكرار نماز به چند طرف براى تحصيل واجب واقعى ، هنگام اشتباه در جهت قبله . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 101 . مقدمه مباحه مقدمه متصف به حكم شرعى اباحه مقدمه مباحه ، مقابل مقدمه محرمه بوده . و به اين معنا است كه خود مقدمه مباح مىباشد هرچند ذى المقدمه واجب يا حرام باشد ، مانند : فروختن ليوان به شخصى كه ممكن است با اين ليوان شراب بنوشد ؛ در اينجا مقدمه ( فروختن ليوان ) مباح است ، اگرچه ذى المقدمه ( شرب خمر ) حرام مىباشد . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 82 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 289 . مقدمه متأخر ر . ك : شرط متأخر مقدمه متقدم ر . ك : شرط متقدم مقدمه محرمه مقدمه داراى حرمت ذاتى مقدمه محرمه ، مقدمهاى است كه حرمت ذاتى دارد ؛ يعنى با صرفنظر از عارض شدن عنوان مقدميت برآن ، حرام است ، مانند : پيمودن راه حج واجب با استفاده از وسيله نقليه غصبى ؛ در اينجا تصرف در وسيله نقليه ديگران براى پيمودن راه حج ، حرام مىباشد ، اگرچه از جهتى ، استفاده از وسيله نقليه براى رسيدن به حج ، واجب است . بنا بر قول به ملازمه ، اين مقدمه ، واجب نيز مىباشد . نكته : مرحوم « وحيد بهبهانى » اين نتيجه را بر بحث مقدمه واجب بار نموده كه اگر مقدمه واجب ، داراى حرمت ذاتى باشد و به جواز اجتماع معتقد باشيم مسئله از مصاديق اجتماع امر و نهى مىگردد و بنا بر قول به جواز اجتماع ، مقدمه محرمه ، واجب نيز مىباشد ، ولى اگر مبناى امتناع را بپذيريم ، مقدمه محرمه ، به وجوب متصف نمىگردد . برخى از اصولىها مانند : مرحوم « آخوند خراسانى » به اين نظر پاسخ دادهاند . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 299 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 155 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 374 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 386 . مقدمه مستحب بحث از استحباب يا عدم استحباب شرعى مقدمه امر مستحب منظور از مقدمه مستحب در اينجا ، بحث از ثبوت ملازمه شرعى بين حكم مستحب و حكم مقدمه آن است ؛ براى مثال در شرع ، نماز جماعت در مسجد استحباب دارد ، آيا مقدمه آن ، مثل رفتن به مسجد و نشستن در مسجد و به انتظار جماعت بودن نيز مستحب است يا نه . اصولىها ، اين بحث را بر بحث مقدمه واجب مترتب دانستهاند ؛ به اين بيان كه اگر ثبوت ملازمه ميان واجب و مقدمه آن پذيرفته شود ، در اينجا نيز ميان مستحب و مقدمات آن ملازمه شرعى است ، و گرنه نيست ؛ همچنين اگر در بحث مقدمه واجب تفصيل داده شود ، در اينجا نيز همان تفصيل مىآيد . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 356 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ص 255 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 287 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ج 2 ، ص 217 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 414 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 417 - 416 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 5 ، ص ( 607 - 606 ) . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 301 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 448 . مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 108 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص 338 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 159 . مقدمه مفوّته مقدمه لازم الاجراء قبل از دخول وقت ذى المقدمه مقدمه مفوّته ، مقدمهاى است كه اگر پيش از فرارسيدن وقت ذى المقدمه انجام نگيرد ، سبب تفويت ذى المقدمه در وقت خودش مىگردد ، مانند اينكه وظيفه مكلف پيش از موسم حج ، تهيه گذرنامه و پيمودن مسافت است تا بتواند در زمان حج آن مناسك را بهجا آورد .